تبليغاتX
alirezazade
به وبلاگ من خوش امدید.

راستش این اولین وبلاگ منه

هر چی بخواین اینجا هست.البته سعی میکنم هر از چند مدت مطالب جدید بهش اضافه کنم.

امیدوارم که اوقات خوشی رو توی این وبلاگ سپری کنید.من رو هم از نظرات خودتون

هم بی نصیب نگذارید حتما نظر بدید.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:23  توسط alirezazade  | 

راستی میدونستید تعداد قهرمانی های استقلال در جام حذفی و جام باشگاه های اسیا وتعداد پیروزی -های استقلال در دربی پایتخت از پرسپولیس بیشتراست. درمورد تعداد قهرمانی های استقلال در جام باشگاههای اسیا باید بگویم که هیچ تیمی هنوز در اسیا نتوانسته به رکورد استقلال برسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 15:36  توسط alirezazade  | 
این هم یک سری عکس های جالب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 11:36  توسط alirezazade  | 
این هم ادرس چند سایت
سایت رسمی جایزه ی نوبل

www.nobelprize.org

از سایت های پر بیننده ی جهان

www.wikipedia.org

دانشگاه میشیگان امریکا

www.umich.edu

در مورد بشقاب پرنده ها

www.alenjigsaw.com

www.abduct.com

سایت رسمی جشنواره ی جوان خوارزمی

www.kharazmi.medu.ir

سایت رسمی سازمان فضایی ایران

www.isa.ir

 در مورد فضا

www.hubblesite.org

www.spacetelescope.com

سایت بورس ایران

www.boriran.ir

مجله بین المللی نیچر

www.nature.com

تعدادی از فروشگاه های اینترنت

www.ebay.com

www.amazon.com

www.shoptel.com

موشکها از گذشته تا حال

www.xprize.org

www.rotaryrocket.com

www.strachaser.co.uk

مجتمع فنی تهران

www.mftsite

از بزرگ ترین سایت های اطلاع رسانی فیزیک ایران

www.hupea.com

سایت مجلس شورای اسلامی

www.majlis.ir

سایت رسمی مسابقات روبات های شهری

www.nurc.ir

موزه هنرهای اسلامی

www.minisit.louvre.fr/art-islam

واین هم تعدادی از موتور های جستجو

www.altavista.com

www.galaxy.com

www.go2.com

 موتورهای فرا جستجو

www.digpile.com

www.mamma.com

www.metacrawler.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 20:49  توسط alirezazade  | 

مهدویت در احادیث ائمه (ع)


 

نشانه های قبل از ظهورحضرت:

اکرام از ثروتمندان و خواري مستمندان


" يَکُونُ ذلِکَ إذا عَظَّمتُم اَغنياءَ کُم وَ أهَنتُم فُقَراءَ کُم . . . وَ رَأيتَ الخَلقَ في المَجالِسِ لايُتابِعُونَ إلّا الأغنياءَ " .
"و آن هنگامي است که ثروتمندان را احترام کنيد و مستمندان را خوار بشماريد ، و در محافل و مجالس ببينيد که مردم به دنبال ثروتمندان هستند " .(1)

1- الزام الناصب صفحه184 و بشاره الاسلام صفحه 134

 

رواج طلاق


" إذا کَثُرَ الطَّلاقُ ، وَ لا يُقامُ حَدٌّ " .
" هنگامي که طلاق بسيار باشد و حدود الهي اقامه نشود " . (1)

1- الزام الناصب صفحه 182 ، منتخب الاثر صفحه 433 ، بشاره الاسلام صفحه 26 

 

تلاش کن خدا ترا اينگونه نبيند


" . . . وَ رَاَيتَ الفِسقَ قَد ظَهَرَ وَ اَکتَفي الرِّجالُ بِالرِّجالِ ، وَالنِّساءُ بِالنِّساء ، وَ رَاَيتَ الرِّجالَ يَتَسَمَّنُونَ لِلرِّجالِ ، وَالنِّساءِ وَ رَاَيتَ الرَّجُلَ مَعيشَتَهُ مِن دُبُرِهِ ، وَ مَعيشَهَ المَراَتِ مِن فَرجِها . . وَ اَعطَوا الرِّجالَ ألاَموالَ عَلي فُرُوجِهِم وَ تُنُوفِسَ فِي الرَّجُلِ ، وَ تَغايَرَ عَلَيهِ الرِّجالُ . . وَ رَاَيتَ الرَّجُلَ يُعيَّرُ عَلي اِتيانِ النِّساءِ . . وَ رَاَيتَ العُقُوقَ قَد ظَهَرَ ، وَ استُخِفَّ بِالوالِدَينِ وَ کانا مِن اَسوَأ النّاسِ حالاً عِندَ الوَلَدِ . . وَ رَاَيتَ اَعلامَ الحَقِّ قَد دَرَسَت ،فَکُن عَلي حَذَرٍ ، وَ اطلُب اِلَي اللهِ النَّجاه ، وَ اعلَم اَنَّ النّاسَ في سُخُطِ اللهِ عَزَّوَجَلِّ ، وَ اِنَّما يُمهِلُهُم لِاَمرٍ يُرادُ بِهِم فَکُن مُتَرَقِّباً ، وَاجتَهِد اَن يَراکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ في خِلافِ ماهُم عَلَيهِ " .
" و مي بيني که گناهان علني شده ، مردان به مردان بسنده کرده ، زنان با زنان در آميخته ، مردان براي مردها آرايش کرده ، زنان براي زنها خود را آراسته ، زندگي مرد از خودش تأمين مي شود ، زن نيز از خودفروشي تأمين معاش مي کند ، مردان اموال فراواني در راه تأمين مسائل جنسي مي پردازند ، براي مرد نيز چون يک همسر غيرت و حسادت مبذول مي شود ، مرد براي آميزش با جنس مخالف سرزنش مي شود ، عاق والدين شدن علني شده ، پدر و مادر پيش فرزند خوار شمرده مي شوند و از ديدگاه فرزند پست تر از هر فرد ديگر به شمار مي آيند . . . و مي بيني که نشانه هاي حق پوسيده شده است ، در چنين زماني از خشم خدا در حذر باش و از خداي تبارک و تعالي نجات بطلب ، و بدانکه مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و خداوند براي جهاني به آنها مهلت مي دهد ، منتظر باش ، و تلاش کن که خداوند ترا در وضعي برخلاف وضع آنها ببيند " . (1)
و چقدر کم اند آنها که منتظر و علاقمند نجات و رستگاري اند !! .

1- بحار الانوار جلد 52 صفحه 256 ـ 300 ، بشاره الاسلام صفحه 131 ـ 135

 

 

کالاهاي رايج قرن 21


" ثُمَّ يَاتي بَعدَ ذلِکَ زَمانٌ ، حَتّي لا يُري فيهِ اِلّا سُلطانٌ جائِرٌ ، اَو غَنِيٌّ بَخيلٌ ، اَو عالِمٌ راغِبٌ في المالِ ، اَو فَقيرٌ کَذّابٌ ، اَو شَيخٌ فاجِرٌ ، اَو صَبِيٌّ وَقِحٌ اَو اِمرَاَه رَعناءُ !!! " .
" آنگاه زماني پيش مي آيد که در آن زمان جز پادشاه ستمگر ، ثروتمند بخيل ، دانشمند جاه طلب ، مستمند دروغ پرداز ، پيرمرد تبهکار ، کودک بي شرم ، و زن گستاخ نباشد !! " . (1)
و اينها کالاهاي رايج در بازار قرن بيستم ، و دستاورد تمدن جديد است ، که مو به مو تحقق يافته است .

1- الزام الناصب صفحه 181 ، بشاره الاسلام صفحه 22 و بحار الانوار جلد 52 ، صفحه 263

 

 

حتي بدتر از آن


" کَيفَ بِکُم اِذا فَسَدَت نِساؤُکُم ، وَ فَسَقَ شُبّانُکُم ، وَ لَم تَأمُرُوا بِالمَعرُوفِ ، بَل اَمَرتُم بِالمُنکَرِ وَ نَهَيتُم عَنِ المَعرُوفِ ، وَ اِذا رَاَيتُم المَعرُوفَ مُنکَراً ، وَالمُنکَرَ مَعرُوفاً ؟! فَقيلَ لَهُ : وض يَکُونُ ذلِکَ يارَسُولَاللهِ ؟ . فَقالَ : نَعَم وَ شَرٌّ مِن ذلِکَ ! " .
" چگونه مي شود حال شما هنگامي که زنهاي شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرايند ؟ شما نيز به جاي امر به معروف ، امر به منکر و نهي از معروف نمائيد ! معروف را منکر خيال کرده ، منکر را معروف پنداريد ؟! . پرسيدند : آيا چنين وضعي پيش خواهد آمد اي پيامبر اکرم (ص) ؟! فرمود : آري ، و بدتر از آن ! " . (1)

1- منتخب الاثر صفحه 426 ، الزام الناصب ، صفحه 180 ، تحف العقول صفحه 41

 

 

         از علي عليه السلام : اختلافى كه در بين نيزه ها ( احزاب ) در شام اتفاق مىافتد نشانه اى از آيات الهى آشكار مى گردد گفته شد : آن چيست يا امير المؤمنين ؟ فرمود : زلزله اى در شام كه بيش از صد هزار نفر در آن كشته شده كه خداوند آن را براى مؤمنين رحمت وبراى كافرين عذاب قرار مى دهد . آن هنگام بنگريد به كسانى كه داراى قاطرهاى سفيد وسياه ( خاكسترى ) وگوش بريده وپرچمهاى زرد مى باشند كه از مغرب روى آورده وبه شام وارد مى شوند وآن زمانيستكه وحشت بزرگ ومرگ سرخ آنجا را فرا گرفته است . آنوقت بنگريد به فرو رفتن قريه اى از دمشق در زمين كه ، حرستا ، ناميده مى شود ، وهمانوقت فرزند هند جگر خوار ( سفيانى ) از محلى بنام ، يابس ، خروج كرده و بر دمشق تسلط مى يابد ، پس در آنزمان آماده ، خروج وقيام حضرت مهدى عليه السلام باشيد .                          

 

 

داود دجاجى ، از امام باقر ( ع ) ، از حضرت علي عليه السلام نقل كرده است كه : در سه مورد منتظر فرج باشيد . گفته شد : آنها كدامند ؟ در پاسخ فرمود : اختلاف بين اهالى شام ، [ بر افراشته شدن ] پرچمهاى سياه از خراسان ، وفزع در ماه رمضان . گفته شد : فزع در ماه رمضان چيست ؟ در پاسخ فرمود : آيا نشنيده ايد سخن خداى عزوجل را در قرآن كه فرمود : " إن نشأ ننزل عليهم من السماء آية فظلت أعناقهم لها خاضعين " ( اگر بخواهيم بر آنها نشانه اى از آسمان مىفرستيم كه گردنهايشان در مقابل آن نشانه خاضع گردد ) آن نشانه اى است كه دختر جوان را از سرا پرده اش بيرون مى آورد ، وشخص خواب را بيدار مى كند ، وبيدار را به وحشت مى اندازد .

 

 

محمد بن سنان ، از ابى الجارود ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : وصيت مىكنم تو را به تقواى الهى و در اجتماعات مردم شركت كن در حالى كه از آنها دورى كرده وخانه نشين مىباشى ، و با كسانى كه از ما ( اهل بيت ) خروج مىكنند همراهى نكن ، زيرا آنها بر چيزى نبوده وبه چيزى دعوت نمى كنند ( يعنى هيچ هدف و برنامه اى ندارند ) و بدان كه بنى اميه حكومت دارند كه مردم قدرت از بين بردن آن را ندارند ، واهل حق وحقيقت نيز دولتى دارند هنگاميكه بر پا شود خداوند از ما اهل بيت هركه را بخواهد والى آن حكومت مىگرداند هر يك از شما آنرا درك نمايد ، در نزد ما ( اهل بيت ) مقام بلندى خواهد داشت وهر كه قبل از آن بميرد بازهم به خير وصلاح او خواهد بود . وبدان كه هيچ گروهى قيام نكرده و دفع ظلم ننموده وبراى عزت دين تلاش نكرده ، جز آنكه آرزوها و بلاها او را به زمين خواهد زد تا آنكه گروهى كه همراه رسول الله صلى الله عليه وآله شاهد جنگ بدر بوده اند قيام نمايند ، آنها كسانى هستند كه كشته هاى آنان دفن نشده ، وافتادگان آنها برداشته نشده ، ومجروحان آنها مداوا نمى شوند ( يعنى اصلا كشته ومجروح نمىدهند ) عرض كردم : آنها چه كسانى هستند ؟ فرمود : فرشتگان .

 

 

* ابن مسكويه مىگويد : بنى هاشم نامه اى به مأمون نوشتند كه پسرش عباس را ولى عهد خود گرداند و نسبت به ولايت عهدى امام رضا ( ع ) او را مورد نكوهش قرار دهند وى در پاسخ آنها نامه اى نوشت كه در آن آمده است : . . . زير بار نرويد ، مگر اينكه مسأله روشن شود و جل مطلب گفته شود ، پدرم رشيد از پدرش و از آنچه كه در كتاب دولت و غير آن آمده بود ، به من خبر داد كه پس از هفتمين خليفه عباسى كسى به خلافت نخواهد رسيد ، [ پايان عمر خلافت است ] و پيوسته نعمت به حيات او بستگى دارد ، اگر او خداحافظى كرد و رخت بربست ، نعمت را هم وداع كنيد ، واگر مرا از دست داديد براى خويش پناهگاهى بجوييد ، چه دور است از شما ، چيزى جز شمشير به سراغتان نخواهد آمد ، حسينى ، كه شخصى است انتقامجو بر شما مسلط مىشود و شما را درو مىكند و نيز سفيانى كه مجبور بر اين كار است و قائم مهدى ، و آنگاه كه قائم مهدى ظهور مىكند ، جز در موارد حقى كه بايد خونى ريخته شود ، از ريختن خون شما جلوگيرى مىكند . . .

 

 

 

  از ابو زاهريه ، از حبير بن نفير ، از عوف بن مالك ، از رسول خدا ( ص ) منقول است كه فرمود : اى عوف چگونه خواهى بود ، زمانى كه اين امت 73 گروه شوند ، كه تنها يكى از اين گروهها در بهشت و ساير آنها در آتش اند عرض كردم : اى رسول خدا ( ص ) آن تفرقه چه زمانى خواهد بود ؟ حضرت فرمود : زمانى كه مأمورين انتظامى زياد شوند و كنيزكان مالك شوند و بره كوچك ( شايد مراد بچه هاى خلفا باشند ) بر منبر بنشينند وقرآن را با آهنگ بخوانند ، و مساجد را زينت كنند و منبرها را بالا ببرند و غنائم ومال امام را گروه غالب بگيرد و زكات و صدقه را زيان بشمارند و امانت را غنيمت پندارند و در دين براى غير خدا علم بياموزند و مرد از زنش فرمان برد و از مادرش نافرمانى كند و پدرش او را رها نمايد و آخر اين امت اول را لعنت كند و فاسقها بزرگان و سران قبيله و فاميل شوند و پست ترين مردم امت رهبر قوم گردند وبخاطر ترس وپرهيز از شر فرد اورا احترام نهند ، پس در اين هنگام است ( هفتاد و سه فرقه شدن امت ) و مردم در آن هنگام از بيم ، به شام پناه مىبرند تا از شر دشمنانشان محفوظ باشند . گفتم : آيا شام فتح مىشود ؟ حضرت فرمود : آرى . نزديك است ، پس از فتح شام جنگها وفتنه ها روى مىدهد وآنگاه فتنهء كور پديد مىآيد ، سپس بعضى از فتنه ها بهم مىپيوندند تا اينكه مردى از اهل بيت من كه به او مهدى ( عليه السلام ) مىگويند ظهور نمايد بنابر اين اگر او را درك نمودى پيرويش نما و از هدايت يافتگان بدست او باش .

 

 

از علي عليه السلام منقول است كه فرمود : زمانيكه خدا بخواهد آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) را ظاهر نمايد ، جنگ از ماه صفر تا ماه صفر آينده شروع گشته واين ابتداى خروج حضرت مهدى عليه السلام خواهد بود . ابن عباس گفت : اى اميرالمؤمنين ، حوادثى كه دال بر ظهورآن حضرت باشد چقدر نزديك خواهد بود ؟ چشمان علي عليه السلام پر از اشك شد و فرمود : زمانيكه شكافى در سد فرات افتاده و آب به كوچه هاى كوفه برسد ، آنگاه است كه شيعيان ما بايد آماده ديدار حضرت قائم عليه السلام باشند .

 

 

علي بن أبي حمزه ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : مدتى پيش از قيام حضرت قائم ( عليه السلام ) سالى خواهد بود كه ميوه ها وخرماها در اثر بارندگى زياد ، بر درختان فاسد مىگردند ، بنابراين در آن هنگام در قيام آنحضرت ترديد نكنيد .

 

 

على بن ابو حمزة ، از ابو بصير واو از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : قبل از ظهور قائم ( ع ) قطعا سالى خواهد آمد كه مردم در آن سال ، دچار قحطى نشده واز نگرانى مردن به شدت بيمناك خواهند شد ، واموال ودارايى وجانها ومحصولات آنها دستخوش كاستى خواهد شد واين معنا در كتاب الهى بيان شده است ، وسپس اين آيهء شريفه را تلاوت فرمود : " وشما را بوسيلهء بيم وگرسنگى وكاستى در دارايى وجانها ومحصولات ، مى آزماييم وشكيبايان را مژده بده " .

 

 

على بن أبو حمزه از پدرش و وهيب از ابوبصير و او از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : قيام حضرت مهدى عليه السلام در سال ، فرد خواهد بود ، نه - يك ، سه - پنج - و فرمود : پس از آنكه بنى اميه اختلاف پيدا كرده و سلطنت از دستشان رفت وبنى عباس به حكومت رسيدند آنها نيز حكومت كرده ، و سلطنت آنها در خوشى و رفاه خواهد بود تا آنكه اختلاف كرده و حكومت از دستشان برود . و اهل مشرق ومغرب با يكديگر اختلاف نموده وهمچنين اهل قبله ( مسلمانان ) ووحشت و سختى عجيبى مردم را در بر بگيرد وهمينگونه خواهد بود ، تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد كه ناله ها برخواهد خواست ، پس بخدا سوگند گويا مىبينم ( حضرت مهدى عليه السلام ) با مردم در مورد امر جديد وكتاب جديد وسلطنت جديد از آسمان ، بيعت كرده ودر هيچ كجا پرچم او شكست نخواهد خورد تا آنكه از دنيا برود .

 

 

* از امير المؤمنين على بن أبي طالب ( ع ) روايت شده كه فرمود : آگاه باشيد ، مردم پس از آنكه خورشيد از مغرب طلوع نمود ، مانند امروزشان خواهند بود ، در پى اولاد وفرزند هستند ، هر مردى كه ديگرى را ملاقات مى كند مىگويد كى متولد شده اى ؟ مىگويد : زمان طلوع خورشيد از مغرب [ در آن هنگام ] توبه ، بر داشته مىشود ، و كسى كه قبلا ايمان نداشته ويا از ايمان خود كسب خير ( توبه ) نكرده باشد ، ايمانش به حال او سودمند نخواهد بود .

 

  ظهور حضرت ولی عصر (عج)

 

 

اين حديث را ابى الجارود مرفوعا از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : ( حضرت مهدى عليه السلام ) هنگام عصر ، از بيمناك ترين مردم ( از دشمنان ) است اما صبح فرداى آن در امان ترين مردم ومحفوظ تر از همه مى باشد خداوند اين امر ( قيام ) را در همان شب وروز به او وحى مىنمايد . راوى مى گويد : عرضكردم : به او وحى مى شود ؟ حضرت فرمود : اى ابا جارود ، مانند وحى نبوت نيست ، بلكه مانند وحى استكه به حضرت مريم ومادر موسى وبه زنبور عسل ( نحل ) مىشود . اى ابا جارود ، قائم آل محمد ( صلوات الله عليهم ) نزد خداوند محترم تر وعزيزتر از مريم دختر عمران ومادر موسى وزنبور عسل مى باشد .

 

 

عبدالسلام بن صالح هروى ، از دعبل خزاعى ، از پيامبر صلى الله عليه وآله نقل مىكند كه فرمود : مثال او [ مهدى عليه السلام ] مانند قيامت است كه هيچكس جز او ( نمى تواند ) وقت آن را آشكار سازد [ قيامتى كه ] در آسمانها وزمين سنگين است وجز بطور ناگهانى به سراغ شما نمى آيد .

 

 

 ( سادات علوى ) از مدينه فرار كرده ، ودر مكه به حضرت صاحب الامر ( عليه السلام ) ملحق مى گردند ، سپس حضرت به عراق رفته وسپاهى به مدينه مى فرستد تا آنكه امنيت شهر ومردم را بر قرار كرده تا مردم بتوانند به آنجا برگردند .

 

اين روايت را ابوبصير مرفوعا از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : حضرت قائم عليه السلام به اصحابش مى فرمايد : اى قوم : اهل مكه ما را نمى خواهند ، ولى خداوند مرا فرستاده تا با آنها بحث ومناظره نمايم آنگونه كه سزاوار مى باشد . آنگاه يكى از اصحابش را فرا خوانده وبه او مىگويد : به مكه برو وبه آنها بگو : اى اهل مكه من فرستاده فلانى هستم ، كه براى شما پيغام داد : ما اهل بيت رحمت ومعدن رسالت وخلافت بوده وذريه محمد ( صلى الله عليه وآله ) وسلاله پيامبران مى باشيم بما ظلم شده وحق ما را خورده و ما را مقهور كرده و به زور حقوق ما را از زمان رحلت پيامبرمان تا به امروز سلب كرده اند . ما از شما ( اهل مكه ) يارى مى خواهيم ، ما را يارى نمائيد . هنگاميكه آن جوان ( فرستاده حضرت ) اين خبر را براى اهل مكه مى برد او را در بين ركن ومقام گردن مىزنند . واو همان نفس زكيه ، مى باشد . زمانيكه اين خبر به امام ( عليه السلام ) مى رسد به اصحابش مى فرمايد : به شما نگفتم كه اهل مكه ما را نمىخواهند . پس او را دعوت نمى كنند تا آنكه حضرت خروج كرده ودر عقبه طوى ، در ميان سيصدوسيزده نفر به عدد أهل بدر . فرود مى آيد وبه مسجد الحرام مىرود . چهار ركعت نماز در مقام ابراهيم خوانده سپس به حجر الاسود تكيه مىدهد ، آنگاه خدا را حمد وثنا كرده وپيامبر را ياد نموده وبر او صلوات مى فرستد وچنان سخن خواهد گفت كه هيچ كس تا آنموقع چنان سخن نگفته است . اولين كسانى كه با او بيعت مىكنند ميكائيل وجبرئيل مى باشند وهمراه ايندو رسول الله وامير المؤمنين ( صلوات الله عليهما ) قيام كرده ونامه اى به آنحضرت مى دهند كه شديدا بر عليه عرب مى باشد وهنوز مهر آن خيس مى باشد . به آنحضرت مى فرمايند : به آنچه كه در نامه است عمل نما . وآن سيصدنفر وعده كمى از اهل مكه با آنحضرت بيعت مى نمايند . سپس از مكه خارج شده تا آنكه وارد چيزى مانند حلقه مى شود ، راوى مى گويد : عرضكردم : حلقه چيست : فرمود : ده هزار مرد : جبرئيل از سمت راست وميكائيل از چث ، آنگاه پرچم آشكار وبارزى را به اهتزاز در آورده وباز مى نمايد كه آن پرچم رسول الله صلى الله عليه وآله است كه نامش ، سحابه ، مىباشد ونيز زره رسول الله صلى الله عليه وآله كه نامش . سابغه بوده وشمشير رسول الله صلى الله عليه وآله كه نامش ذى الفقار مى باشد ، همراه آنحضرت خواهد بود .

 

 

اين روايت را ابوبصير مرفوعا از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : حضرت قائم عليه السلام به اصحابش مى فرمايد : اى قوم : اهل مكه ما را نمى خواهند ، ولى خداوند مرا فرستاده تا با آنها بحث ومناظره نمايم آنگونه كه سزاوار مى باشد . آنگاه يكى از اصحابش را فرا خوانده وبه او مىگويد : به مكه برو وبه آنها بگو : اى اهل مكه من فرستاده فلانى هستم ، كه براى شما پيغام داد : ما اهل بيت رحمت ومعدن رسالت وخلافت بوده وذريه محمد ( صلى الله عليه وآله ) وسلاله پيامبران مى باشيم بما ظلم شده وحق ما را خورده و ما را مقهور كرده و به زور حقوق ما را از زمان رحلت پيامبرمان تا به امروز سلب كرده اند . ما از شما ( اهل مكه ) يارى مى خواهيم ، ما را يارى نمائيد . هنگاميكه آن جوان ( فرستاده حضرت ) اين خبر را براى اهل مكه مى برد او را در بين ركن ومقام گردن مىزنند . واو همان نفس زكيه ، مى باشد . زمانيكه اين خبر به امام ( عليه السلام ) مى رسد به اصحابش مى فرمايد : به شما نگفتم كه اهل مكه ما را نمىخواهند . پس او را دعوت نمى كنند تا آنكه حضرت خروج كرده ودر عقبه طوى ، در ميان سيصدوسيزده نفر به عدد أهل بدر . فرود مى آيد وبه مسجد الحرام مىرود . چهار ركعت نماز در مقام ابراهيم خوانده سپس به حجر الاسود تكيه مىدهد ، آنگاه خدا را حمد وثنا كرده وپيامبر را ياد نموده وبر او صلوات مى فرستد وچنان سخن خواهد گفت كه هيچ كس تا آنموقع چنان سخن نگفته است . اولين كسانى كه با او بيعت مىكنند ميكائيل وجبرئيل مى باشند وهمراه ايندو رسول الله وامير المؤمنين ( صلوات الله عليهما ) قيام كرده ونامه اى به آنحضرت مى دهند كه شديدا بر عليه عرب مى باشد وهنوز مهر آن خيس مى باشد . به آنحضرت مى فرمايند : به آنچه كه در نامه است عمل نما . وآن سيصدنفر وعده كمى از اهل مكه با آنحضرت بيعت مى نمايند . سپس از مكه خارج شده تا آنكه وارد چيزى مانند حلقه مى شود ، راوى مى گويد : عرضكردم : حلقه چيست : فرمود : ده هزار مرد : جبرئيل از سمت راست وميكائيل از چث ، آنگاه پرچم آشكار وبارزى را به اهتزاز در آورده وباز مى نمايد كه آن پرچم رسول الله صلى الله عليه وآله است كه نامش ، سحابه ، مىباشد ونيز زره رسول الله صلى الله عليه وآله كه نامش . سابغه بوده وشمشير رسول الله صلى الله عليه وآله كه نامش ذى الفقار مى باشد ، همراه آنحضرت خواهد بود .

 

 

على بن ابى حمزه ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام آورده كه حضرت فرمود : حضرت قائم عليه السلام قيام نخواهد كرد تا آنكه حلقه كامل شود . عرضكردم : حلقه چقدر مى باشد ؟ فرمود : ده هزار ، جبرئيل از سمت راست و ميكائيل از سمت چپ . سپس حضرت پرچم خود را به اهتزاز در آورده وبا آن حركت مى كند . هيچكس در مشرق ومغرب نخواهد بود جز آنكه آن پرچم را لعنت مى كند ( زيرا از دولتها وحكومتهاى گذشته بدى وظلم ديده اند تصور مىكنند حضرت مهدى عليه السلام هم مانند آنها است ) در حاليكه آن پرچم ، پرچم رسول الله صلى الله عليه وآله استكه در جنگ بدر توسط جبرئيل نازل شده است . سپس حضرت صادق عليه السلام فرمود : اى ابا محمد : بخدا سوگند آن پرچم از پنبه ويا ابريشم ويا حرير نيست .
عرض كردم : پس از چيست ؟ فرمود : از برگهاى بهشتى است . رسول الله صلى الله عليه وآله آنرا در جنگ بدر بازنموده سپس آنرا بست وبه علي عليه السلام داد . وآن حضرت هميشه آنرا داشت تا آنكه در روز بصره ( در جنگ جمل ) آنرا باز نمود و خداوند پيروزى را نصيبشان فرمود . آنگاه حضرت علي عليه السلام آنرا بست وهم اكنون آن پرچم نزد ماست ، وكس ديگرى آنرا باز نخواهد كرد تا آنكه حضرت قائم عليه السلام قيام نمايد . وهنگام قيام آنحضرت تمام مردم در شرق وغرب جهان آن پرچم را لعنت مىكنند ( به تصور اينكه اين پرچم هم پرچم ظلم مى باشد ) واز چپ وراست وپشت سر و جلو در همه جا در دل دشمنان آنحضرت رعب ووحشت مىافتد . سپس امام صادق عليه السلام فرمود : اى ابا محمد : حضرت قائم عليه السلام هنگام قيام ، خونخواهي ، و ناراحت و بخاطر غضب خداوند خشمگين خواهد بود او پيراهن رسول الله صلى الله عليه وآله را كه در روز احد به تن داشته ، پوشيده وعمامهء آن حضرت را بنام ، سحاب ، وزره آنحضرت را به نام ، سابغه . وشمشير آنحضرت را بنام ذوالفقار همراه دارد ، شمشير خود را آماده نموده و هيجده ماه آنرا بر دوش دارد اولين كسانى را كه از آنها شروع مى كند بنى شيبه ، بوده كه دستان آنها را قطع كرده ودر كعبه آويزان مىكند ، ومنادى حضرت فرياد مىزند كه اينها دزدان حرم خداوندى مىباشند سپس سراغ قريش رفته وبا شمشير با آنها معامله مى كند وحضرت قائم عليه السلام قيام نخواهد كرد تا آنكه دو نامه در بصره ، وكوفه در بيزارى از علي عليه السلام خوانده مىشود .

 

                                 

                      حکو مت عدل مهدی(ع) و رفاه واسایش در عصر ایشان


 

حسن بن حماد طايى ، از سعد ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : كلام وحديث ما سخت ومشكل بوده وبارآنرا نمى كشد مگر فرشتهء مقرب يا پيامبر مرسل يا مؤمنى كه امتحان شده و يا شهرى كه استوار باشد پس هنگاميكه امر ما واقع شد ومهدى ما آمد ، هر يك از شيعيان ما ، پر جرأت تر از شير وكارىتر و نافذتر از نيزه خواهند بود ، ودشمنان ما را لگدكوب كرده با دو دست او را مى زند ، واين وقتى استكه رحمت و فرج خداوند بربندگان نازل مىگردد .

 

 

محمد بن فضيل از امام رضا ( ع ) روايت كرده است كه حضرت فرمود : زمانيكه قائم ( ع ) ظهور كند ، خدا به فرشتگان فرمان مى دهد كه بر مؤمنين درود فرستند ودر انجمن ها ومجالس آنان با آنها همنشين گردند ، اگر يكى از مؤمنين نيازى وكارى داشته باشد ، قائم ( ع ) برخى از فرشتگان را مى فرستد واو را مى برد ، تا نزد قائم ( ع ) مى رسد ، وآن حضرت نياز او را بر طرف مى سازد وسپس او را بر مى گرداند ، بعضى از مؤمنان با أبر حركت مى كنند ، وبرخى با فرشتگان پرواز مى كنند وبعضى همراه با فرشتگان گام بر مى دارند مؤمنين از برخى از فرشتگان جلو مى افتند وسبقت مى گيرند ، فرشتگان نزد برخى از مؤمنين شكايت برده وداورى مى خواهند ، ومؤمن در پيشگاه خداى سبحان ارزشمند تر از فرشته است ، وامام ( ع ) برخى از مؤمنين را ميان يكصد هزار تن فرشته ، حاكم وداور قرار مى دهد .

 

 

از اسحاق بن يحيى بن طلحهء تيمى از طاووس نقل شده كه گفت : عمر بن خطاب هنگام وداع با كعبه گفت : نمىدانم آيا خزائن كعبه و اموال و سلاح هاى آنرا ترك كنم ، يا آنكه آنها را در راه خدا تقسيم نمايم ؟ حضرت علي عليه السلام به او فرمود : تو صاحب آنها نيستى ( كه بخواهى چنين كنى ) بلكه صاحب آن جوانى از ما و از قريش مى باشد كه آنها را در آخر الزمان در راه خدا تقسيم خواهد نمود .

 

 

ابو سعيد خدرى از رسول خدا صلى الله عليه وآله نقل مى كند كه آن حضرت فرمود : ساكنين آسمان وزمين از او ( حضرت مهدى عليه السلام ) راضى و خشنودند ، آسمان تمام بارانش را فرو مىريزد و زمين تمام گياهانش را خارج مى سازد تا جايى كه زنده ها آرزو مىكنند كه كاش مرده ها زنده بودند و وضع ما را از فراوانى نعمت مىديدند .

 

 

علاء بن بشير ، از ابو صديق ناجى ، از ابو سعيد خدرى ، روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : مژده باد شما را به ظهور و برانگيخته شدن مهدى ( عليه السلام ) در امت من ، در حاليكه اختلافات تمام مردم را در برگرفته و فاصلهء طبقاتى زياد گشته است ( شايد مراد از ( زلازل ) همان زلزله طبيعى باشد ) آنگاه حضرتش زمين را از عدل و داد پر مىكند ، همانگونه كه از جور وستم پرشده بود ، ساكنين آسمان وزمين از او راضى و خشنود بوده ، اموال را بطور مساوى بين مردم تقسيم مىنمايد ، سپس رسول اكرم صلى الله عليه وآله مىفرمايد : خداوند دلهاى امت محمد صلى الله عليه وآله وسلم را غنى و بىنياز گردانيده و عدل آن حضرت را گسترش داده تا جايى كه دستور مىدهد منادى فرياد زند و بگويد : چه كسى نياز به مال دارد ؟ كسى از مردم بجز يك نفر پاسخ نمىدهد ، به او گفته مىشود برو پيش خزانه دار و به او بگو كه مهدى ( عليه السلام ) دستور داده كه به من مال عطا كنى ، خزانه دار به او مىگويد : آنچه مىخواهى بدون شمارش برگير و ببر ، تا آن اموال در اختيار او قرار مىگيرد و آنرا احراز مىكند پشيمان گشته و مىگويد من حريص ترين و طمعكارترين فرد امت حضرت محمد صلى الله عليه وآله بودم ، يا اينكه از آن وسعت و بىنيازى كه به ديگران داده شد درمانده و محروم ماندم ، رسول اكرم صلى الله عليه وآله در ادامه مىفرمايد : آن مرد اموال را برمىگرداند امااز او نمىپذيرند وبه او گفته مىشود ما آنچه را كه داديم پس نمىگيريم وضع به همين صورت هفت سال يا هشت سال يا نه سال مىماند و ديگر بعد از آن خبرى در زندگانى نيست ، يا اينكه پس از آن خيرى در زنده بودن نيست .

 

 

فضيل بن مرزوق ، از عطيه ، از ابو سعيد نقل كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : در آخر الزمان - در مدت طولانى و سخنى و تنگدستى - امامى وجود دارد كه به مردم بذل و بخشش مىنمايد ، شخص پيش او مىرود و او با دو دست خويش مال را جمع نموده و به او مىدهد ، در آن زمان آن قدر مال وخير به مردم مىرسد كه هم و غم شخص اين است كه در ميان فاميلش كسى را بيابد كه صدقه مالش را از او قبول نمايد .

 

 

اين حديث را جابر ، مرفوعا از امام باقر ( ع ) نقل كرده كه حضرت فرمود : هنگاميكه حضرت قائم ظهور مى فرمايد داخل كوفه شده وخداوند هفتاد هزار نفر از پاكان و راستگويان ( صديق ) را نزد حضرت مىفرستد تا از اصحاب وياران آن حضرت باشند . وى عراق را به اهل خود برگردانده ودر هر سال دو بار به مردم هديه داده و در هر ماه دو بار از بيت المال به آنها تقسيم مىكند و بين آنها مساوات بر قرار مىنمايد تا آنجا كه ديگر نيازمندى براى زكات باقى نماند . و كسانى كه زكات بر آنها واجب شده زكات خود را نزد نيازمندان شيعه آورده وآنان قبول نمى كنند ، صاحبان زكات اصرار مىنمايند وزكات را به دور خانه ها مىچرخانند . ولى آنها مى گويند : ما به درهمهاى شما نيازى نداريم ، گفتگو ادامه يافت ، تا آنكه حضرت فرمود : تمام اموال دنيا از زير و روى زمين نزد حضرت جمع شده وآن بزرگوار به مردم مى فرمايد . بيايد آنچه را كه به خاطر آنها قطع رحم كرده و خونريزى نموديد وحرامهاى الهى را مرتكب شده ايد بگيريد و آن حضرت آن اموال را بطور بىسابقه اى بين مردم تقسيم مىنمايد .

 

 

ابو بصير از ( امام صادق " ع " ) نقل كرده كه فرمود : زمانيكه قائم " ع " ظهور كند ، جز شمشير چيزى ميان او واعراب وقريش حاكم نيست ، جز شمشير چيزى از قريش انتقام نمى گيرد و در ظهور قائم " ع " شتاب نمى كنند ، بخدا سوگند او ( قائم ) داراى لباسى خشن است وخوراك وى از جو خشك مى باشد ، وراهى جز جنگ نيست ومرگ در سايه شمشير است .

 

ابو بصير از ابى عبد الله و آن حضرت از پدرانش و آنها از رسول خدا صلى الله عليه وآله روايت كرده اند كه آن حضرت فرمود : خداوند از هر چيزى ، چيزى را برگزيد ، از زمين ، مكه را برگزيد ، و از مكه ، مسجد الحرام را ، و از مسجد جايگاه كعبه را ، و از چهار پايان ماده ها و از گوسفند ، ميش را ، برگزيد از روزها روز جمعه ، واز ماهها ماه رمضان ، و از شبها شب قدر ، و از مردم ، بنى هاشم را برگزيد ، من و على را از بنى هاشم ، و از من و على ، حسن و حسين را انتخاب نمود و از فرزندان حسين دوازده امام را كامل گردانيد نهمين از آنها از ديدگان پنهان است واو آشكار وپيروز و افضل وقائم آنها ( ائمه ) است ، تحريف غلو كنندگان و كسانى كه به دروغ خودشان را نسبت به اسلام مى دهند وتأويل وتفسير جاهلين را ، از او نفى مىكنند

 

 

 

أبان مى گويد از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مى فرمود : دنيا از بين نمى رود تا مردى از خاندان من ظهور كند ، مردى كه به شيوه حكومت آل داود ، داورى مىكند وبدون اينكه از كسى شاهد وگواهى بخواهد ، درباره هر كسى داورى مى فرمايد " .

 

                                      صفات ظاهری و معنوی ان حضرت


 

علاء بن بشير ، از ابو صديق ناجى ، از ابو سعيد خدرى ، روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : مژده باد شما را به ظهور و برانگيخته شدن مهدى ( عليه السلام ) در امت من ، در حاليكه اختلافات تمام مردم را در برگرفته و فاصلهء طبقاتى زياد گشته است ( شايد مراد از ( زلازل ) همان زلزله طبيعى باشد ) آنگاه حضرتش زمين را از عدل و داد پر مىكند ، همانگونه كه از جور وستم پرشده بود ، ساكنين آسمان وزمين از او راضى و خشنود بوده ، اموال را بطور مساوى بين مردم تقسيم مىنمايد ، سپس رسول اكرم صلى الله عليه وآله مىفرمايد : خداوند دلهاى امت محمد صلى الله عليه وآله وسلم را غنى و بىنياز گردانيده و عدل آن حضرت را گسترش داده تا جايى كه دستور مىدهد منادى فرياد زند و بگويد : چه كسى نياز به مال دارد ؟ كسى از مردم بجز يك نفر پاسخ نمىدهد ، به او گفته مىشود برو پيش خزانه دار و به او بگو كه مهدى ( عليه السلام ) دستور داده كه به من مال عطا كنى ، خزانه دار به او مىگويد : آنچه مىخواهى بدون شمارش برگير و ببر ، تا آن اموال در اختيار او قرار مىگيرد و آنرا احراز مىكند پشيمان گشته و مىگويد من حريص ترين و طمعكارترين فرد امت حضرت محمد صلى الله عليه وآله بودم ، يا اينكه از آن وسعت و بىنيازى كه به ديگران داده شد درمانده و محروم ماندم ، رسول اكرم صلى الله عليه وآله در ادامه مىفرمايد : آن مرد اموال را برمىگرداند امااز او نمىپذيرند وبه او گفته مىشود ما آنچه را كه داديم پس نمىگيريم وضع به همين صورت هفت سال يا هشت سال يا نه سال مىماند و ديگر بعد از آن خبرى در زندگانى نيست ، يا اينكه پس از آن خيرى در زنده بودن نيست .

 

 

از حذيفه ، از رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه حضرت فرمود : مهدى ( عليه السلام ) مردى از فرزندان من است چهرهء آن حضرت مانند ماه درخشان است ، رخسار او گندم گون و جسم و قامت وى رشيد ( مانند فرزندان حضرت يعقوب ( ع ) ) زمين را پر از عدل مى نمايد همانگونه كه از جور پر شده است ، اهل آسمان و زمين و پرندگان در هوا از خلافت او راضى و خشنود هستند و آن حضرت بيست سال حكومت خواهد نمود .

 

 

( ابو سعيد خدرى از پيامبر صلى الله عليه وآله نقل مىكند كه ) فرمود : قيامت بپا نخواهد شد تا اينكه مردى از اهل بيت من كه داراى پيشانى روشن ونورانى و بينى كشيده است حكومت فرمانروايى نمايد ، زمين را پر از عدل و داد نمايد ، همانگونه كه پيش از آن از ستم پر شده بود ، و حكومت آن حضرت ( عليه السلام ) هفت سال ادامه خواهد داشت .

 

 

از قتاده ، از ابو نضره ، از ابوسعيد خدرى ، روايت شده كه گفت : رسول اكرم ( ص ) فرمود : مهدى عليه السلام از من است ، ( حضرتش ) پيشانى روشن و نورانى وبينى كشيده اى دارد ، زمين را آكنده از عدل و داد مىنمايد ، همانگونه كه از ظلم و جور پر شده است ، و هفت سال حكومت خواهد نمود .

 

 

ابن عياش از كسى كه براى او نقل كرده ، از محمد بن جعفر ، از حضرت علي عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : اين پسرم ( امام حسين عليه السلام ) سرور وسالار است همچنانكه رسول الله صلى الله عليه و آله او را سرور و آقا ناميده است وخداوند از نسل او مردى را برخواهد انگيخت كه نام او نام پيامبرتان بوده و خلقت و خلق وخوى او نيز شبيه آن حضرت مىباشد كه در حال غفلت و بىخبرى مردم ودر زمان از بين رفتن حق و حقيقت و بروز ظلم و ستم در جهان قيام خواهد فرمود . بخدا سوگند چنانچه خروج نكند گردنش زده خواهد شده تمام اهل آسمان از قيام آن حضرت شاد مىگردند . پيشانى آن حضرت نمايان و باز و بينى او كشيده و شكم او برآمده و رانهايش كشيده و خالى بر ران راست داشته و ميان دندانهايش فاصله مىباشد و زمين را پس از آنكه ظلم و ستم فرا گرفته باشد ، از عدل و داد پر مىسازد .

 

ابى الجارود زياد بن منذر ، از امام باقر ، از جدش نقل كرده كه فرمود : علي عليه السلام فرمودند : در آخر الزمان مردى از فرزندان من قيام خواهد كرد كه رنگ پوست او سفيد بوده وبه سرخى مىگرايد ( سرخ وسفيد ) وداراى شكم ورانهائى عريض وپهن وشانه هايى بزرگ مىباشد . در پشت او دو خال يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه خال پيامبر صلى الله عليه وآله بوده و دو نام دارد يكى پنهان وديگرى آشكار ، اما آنكه پنهان بوده ، احمد ، و آنكه آشكار بوده ، محمد ، مىباشد زمانيكه پرچم خود را به اهتزاز در آورد تمام آنچه كه ميان مشرق ومغرب است برايش روشن وآشكار مىشود و دستش را بر سر بندگان خدا مىگذارد و مؤمنى باقى نمىماند جز آنكه قلبش از آهن محكمتر گرديده و قدرت چهل مرد را خداوند به او مىدهد و اموات در قبرهاى خود به قيام حضرت مسرور گشته و يكديگر را زيارت كرده ومژده قيام آن حضرت را به يكديگر مىدهند .

 

يعقوب بن منقوش مىگويد : از امام ابو محمد حسن بن علي ( ع ) پرسيدم صاحب الامر كيست ؟ حضرت فرمود : پرده را كنار بزن ، آنرا كنار زدم ، ناگهان كودكى بلند بالا و رشيد كه حدود ده يا هشت سال داشت ، بيرون آمد ، پيشانى بلند و چهره اى سفيد و نورانى و چشمان درخشان و دستانى ستبر وزانوانى برجسته داشت ، وخالى بر گونه راست او ، و در سرش طره اى از گيسو وجود داشت ، بر دامان ابو محمد ( ع ) نشست ، آنگاه حضرت به من فرمود : اين [ كودك ] صاحب شماست و سپس زود برخاست و رفت و امام ( ع ) بدو فرمود : پسركم ، تا زمانى مشخص و معلوم ، داخل شو ، و آن كودك داخل خانه شد و من به او مىنگريستم ، پس از آن امام به من فرمود : اى يعقوب ، به كسى كه در خانه است بنگر ، من وارد خانه شدم ولى كسى را ندم.

 

اکثریت احادیث برگرفته از:www.imammahdi.com

 

 

 

 


 مطالب علمی:

انسان در ۲۰۰۰ سال پیش از باتریهای الکتریکی استفاده میکرد

در سال ۱۹۳۶چیز عجیبی توجه دانشمند المانی ویلهم کونیگ را که در ان زمان در موزهی باستان شناسی بغداد مشغول کار بود به خود جلب کرد. این چیز در عملیات باستان شناسی در ویرانه های شهر قدیمی پارت ها خواجه ربوعه در نزدیکی شهر بغداد به دست امده بود.اقوام پارت در حدود اغاز تاریخ مسیحیت به مدت ۵۰۰ سال بر منطقه ی بین النهرین استیلا داشتند.این یافته ی باستانی که در نظر اول چیز بی ارزشی به نظر میامد عبارت از یک کوزه ی گلی به ارتفاع ۱۵ سانتی متر بود.درون این کوزه استوانه ایاز ورق مس قرار داشت.که داخل این استوانه یک میله ی اهنی زنگ زده جای داشت.روی بخشی از میله ی اهنی که بیرون از استوانه مسی بود باقیمانده هایفلز سرب دیده میشد.این اجزا با قیر در محلول های خود محکم و ثابت شده بودند که به صورت مخازنی طبیعی در این مناطق وجود دارد.کونیگ این جسم اسرار امیز را مورد بررسی دقیق قرار دادو ناگهان برای او روشن شد که چه چیز در دست اوست باقیماندهی یک باتری الکتریکی. به ظاهر پارتی ها حدود ۲۰۰۰سال قبل از لویجی گالوانی و الکساندر ولتا که حدود ۲۰۰سال پیش می زیستندو تاکنون مخترعان باتری به شمار می امدند از باتری الکتریکی استفاده میکردند.بدیهی است که کشف روتنگین با شک و تردید مواجه شد این امر بسیار نا محتمل به نظر می امد.ولی پس از ان دکتر ارنه اگبرشت مصر شناس مساله را پیگیری کرد و به تحقیق  در این مورد ادامه داد . او این دستگاه را دوباره باز سازی کرد سپس کوزه ی گلی را با سرکه ی انگور پر کرد و بلافاصله دستگاه اندازه گیری ولتاز به این وسیله متصل نمود ولتازی برابر ۵/۰ ولت را نمایش داد.اگشبرت حتی به این مساله هم پی برد که پارت ها برای چه کاری از ان استفاده میکرند.او مجسمهی کوچکی از خدای مصری اوزیریس در اختیار دارد.این مجسمه متعلق به زمانی حدود ۴۰۰سال قبل از میلاد مسیح است که از نقره ساخته شده است ولی روی ان لاییه یه بسیا نازکی از طلا کشیده شده است.او مدت ها به مساله فکر کرده بود که هنرمندان در ان زمان توانسته بودند چنین لایه ی بسیا نازکی از طلا بر روی مجسمه ی نقره ای بکشند.او فکر خود را به اجرا در اوردو نمونه ای نقره ای از این مجسمه ساخت وداخل محلول نمک طلا اویزان کرد و ان را به زنجیره ای متشکل از ۱۰ عدد باتری کوزه ای متصل کرد . به راستی در مدت چند ساعت لایه ی نازکی از طلا مجسمه ی نقرهای را پوشاند

(منبع: کتاب رازهای ناشناخته )

 

 

عدد فوق العاده عجیب

142857

 

اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنيم، حاصل: 285714 ميشود!-به ارزش مکاني 14 توجه کنيد

اگر اين عدد را در سه ضرب کنيم حاصل: 428571 ميشود!-به ارزش مکاني 1 توجه کنيد

اگر اين عدد را در چهار ضرب کنيم حاصل: 571428 ميشود!-به ارزش مکاني 57 توجه کنيد

اگر اين عدد را در پنج ضرب کنيم حاصل: 714285 ميشود!-به ارزش مکاني 7 توجه کنيد

اگر اين عدد را در شش ضرب کنيم حاصل: 857142 ميشود!-سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده

اگر اين عدد را در هفت ضرب کنيم حاصل: 999999 ميشود

 

اين عدد به تازگي کشف نشده! بلکه هزاران ساله که به عنوان يه عدد جالب مورد توجه بوده. 142857 در واقع دوره گردش عدد 1/7 هست و خاصيتهاي جالب ديگه اي هم داره

همونطور که ميبينيد، مضارب اين عدد همه يا 142857 (با گردش حلقوي) هستند يا 999999 . جالب اينجاست که براي اعداد بزرگتر هم اين روند به صورت ديگه اي ادامه داره


مثلا 8*142857 ميشه 1.142.856، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 142.857


و مثلا 42*142857 ميشه 5.999.994، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 999.999


و 142857*142857 ميشه 20.408.122.499، حالا اگه 5 رقم اول رو 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 142.857
(منبع:شبکه ی اطلاع رسانی کیمیا)

 

 

چشم ابی ها از یک نسل هستند

به گزارش سلامت نيوز به نقل از ايسنا، هنز ايبرگ محقق دانشگاه كوپنهاگ كه به همراه تيم تحقيقاتي‌اش دي ان اي افراد چشم آبي را در سطح كشورهاي اردن، دانمارك و تركيه مقايسه كرده، معتقد است: در ابتدا زنگ چشم همه‌ انسان‌ها قهوه‌يي بوده اما تاثير يك جهش ژنتيكي بر روي ژن oca2 در كروموزوم‌ها باعث يك دگرگوني ژنتيكي شده كه اين دگرگوني ژنتيكي توليد رنگدانه‌ي قهوه‌يي چشم را از بين مي‌برد.

اين دگرگوني ژنتيكي كه در مجاور ژن oca2 واقع شده هر چند كاملا ژن را از بين نمي‌برد ولي نسبتا عملكرد آن را در كاهش توليد رنگدانه سياه عنبيه محدود مي‌كند و در عمل با رقيق كردن رنگدانه قهوه‌يي آن را به رنگ آبي تبديل مي‌كند.

ايبرگ افزود: با مشخص كردن مقدار رنگ‌دانه سياه در عنبيه تغيير رنگ چشم از قهوه‌يي به سبز توجيه مي‌شود اما افراد چشم آبي تنها يك تغيير جزئي در مقدار رنگ‌دانه سياه چشمانشان دارند.

ايبرگ بيان داشت: با توجه به اين تحقيقات مي‌توانيم نتيجه‌گيري كنيم كه افراد چشم آبي از يك نسل هستند و همگي همان دگرگوني ژنتيكي كه در يك نقطه مشخص در DNAشان صورت مي‌گيرد را به ارث برده‌اند.
(منبع:پایگاه اطلاع رسانی دوستان

www.dostan.net)

 

کاواک الکترومغناطیسی و ماکسول چیست؟

 شكل هندسي يك كاواك ساده الكترومغناطيسي بصورت يك استوانه تو خالي داراي دو قاعده دايره اي شكل است. دو قاعده را به يك منبع نيرو محركه الكتريكي متغير سينوسي متصل مي كنيم. با اعمال اين نيرو محركه ميدان الكتريكي در كاواك ظاهر مي شود. اگر مقاومت صفر باشد آنگاه با برداشتن نيرو محركه مي توان اين جريان متناوب را در آن حفظ كرد. بارها از يك قاعده به قاعده ديگر مي روند كه در اثر آن يك جريان بوجود مي آيد. اگر حلقه اي دايره اي شكل به عنوان حلقه آمپري در اطراف استوانه در نظر گرفته شود طبق قانون آمپر بايد ميدان مغناطيسي مماسي با حلقه وجود خواهد داشت. آزمايش نشان مي دهد كه هيچ ميدان مغناطيسي مماسي بوجود نمي آيد. از اين رو قانون آمپر نيازمند تغييراتي بود كه اين تغييرات در معادلات ماكسول ديده مي شود. در قانون آمپر به بيان ماكسول جمله جاافتاده اي وجود دارد. او معتقد بود بر اساس تقارن طبيعت چون تغيير B ميدان الكتريكي القايي بوجود مي آورد، تغيير E نيز ميدان مغناطيسي القايي بوجود مي آورد. و در نتيجه جمله اي را به قانون آمپر افزود كه همان جريان جابجايي بود و عبارت بود از :
ضريب گذردهي خلا * آهنگ تغيير ميدان الكتريكي نسبت به زمان
در آزمايش بالا جريان رسانش كه در اثر شارش بارهاي الكتريكي از يك قاعده به قاعده ديگر بوجود مي آيد با جريان جابجايي ناشي از تغيير ميدان در درون آن برابر و مختلف جهت است و از اين رو هيچ ميدان مماسي در اطراف آن وجود ندارد كه كاملا با بيان ماكسول سازگار است. در حقيقت اين جريان متناوب در كاواك نيز ناشي از تاثير تغييرات B و E بر يكديگر است.

(منبع:باشگاه علمی جوان یزد) 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 20:45  توسط alirezazade  | 

بیکاری در امریکا


سايت خبري ايران: افزايش ميانگين بيکاري در آمريکا نشان مي دهد اين کشور وارد مرحله رکود اقتصادي شده است.

به گزارش سرويس اقتصادي سايت خبري ايران به نقل از  پايگاه اينترنتي روزنامه الخليج چاپ امارات (www.IranNewsAgency.com)، ميانگين بيکاري در آمريکا رکورد جديدي را ثبت کرده و اين رکورد به صورت رسمي نشان مي‌دهد آمريکا وارد مرحله رکود اقتصادي شده که از اوائل دهه نود قرن گذشته بي سابقه است.

به نوشته روزنامه الخليج ،با حذف هشتاد هزار فرصت شغلي در ماه مارس گذشته (2008) ، تعداد مشاغل حذف شده در آمريکا به بيش از دويست و سي هزار شغل رسيد.

بنا براين گزارش ، حذف فرصت هاي شغلي در يک کشور به مدت سه ماه متوالي نشان دهنده ورود به مرحله رکود اقتصادي است.

وزارت کار آمريکا هفته گذشته به صورت رسمي اعلام کرد : فرصت هاي شغلي حذف شده در آمريکا بيشتر در بخش هاي سازندگي ، ساختمان، اموزش و بهداشت مشاهده مي‌‌شود.

شماري از اقتصاد دانان آمريکا از جمله مارتين فلد اشتاين مدير گروه مطالعات اقتصادي در دانشگاه هاروارد نيز پيش تر درباره رکود اقتصادي شديد و طولاني مدت در آمريکا هشدار داده بودند.

کارشناسان اقتصادي،سياستهاي نادرست دولت بوش را عامل اصلي رکود اقتصادي در امريکا مي دانند

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 20:35  توسط alirezazade  | 
 

 احادیثی از حضرت علی (ع)


دنیا برای رسیدن به اخرت افریده شد نه برای رسیدن به خود.

قناعت مالی است که پایان نمی پذیرد.

سخن بگویید تا شناخته شوید زیرا انسان در زیر زبان خود پنهان است.

خدا عقل را به انسانی نداد جز انکه روزی او را به کمک عقل نجات بخشید.

در مصیبت ها یا چون ازادگان باید شکیبا بود و یا چون ابلهان خود را به فراموشی زد.

 هیچ کس شوخی بیجا نکند جز انکه مقداری از عقل خویش را از دست بدهد.

غیبت کردن تلاش ناتوان است.

چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خوردند.

از خواری دنیا نزد خدا همان بس که جز در دنیا نافرمانی خدا نکنند و جز با رها کردن دنیا به پاداش الهی نتوان رسید.

 سخت ترین گناهان ان است که گناهکار ان را سبک شمارد.

کسی که بدون اموزش فقه اسلامی تجارت کندرباخواری الوده میشود.

 


من رو از نظرات خودتون بی بهره نگذارید.دوستدار شما(علی رضازاده)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 20:18  توسط alirezazade  |